دایی جان

من عاشق دایی‌ جانم،دایی جان هروقت میاد خونه‌مون یادش میاد که وقتی داشته کانال‌های تلویزبون رو جا‌به‌جا می‌کرده یکی از این‌ها برنامه‌ی کنکوری داشته و توش یه سوال مطرح شده که همون‌جا سعی کرده به ذهن بسپره که هروقت به من رسید حتما ازم بپرسه ببینه چه‌قدر یادگرفتم،یا این‌که همیشه با تاکید می‌گه لورا جان سوال‌هارو زیادی می‌پیچونن باید ریز درس بخونی دایی،امروز که اومده بود پیش‌مون اومد نشست روی صندلی و کتاب زیستم رو که دید گفت دایی قسمتی که راجع به ملخ‌هاست رو بیار یه سوال پیدا کردم می‌خوام جوابش رو ببینم و من در تمامی اون لحظاتی که دنبال ملخ‌جان توی زیست یک می‌گشتم چشم‌هام قلبی شده بود براش که الان بازم می‌خواد بهم یه نکته بگه و یعدش تاکید کنه لورا جان باید ریز بخونی سوال‌هارو می‌پیچونن دایی :)) وقتی هم که جواب سوالش رو راجع به ملخ پیدا کرد و فهمید که اون کیسه‌های معدی بوده که ملخ بیچاره داشته نه کیسه‌های هوایی کتاب رو گذاشت گوشه و گفت ولی حالا خیلی خودت رو اذیت نکن دایی‌ جان :))

+آدم‌های دوست داشتنی اطراف‌مونن که بهمون معنی و مفهوم زندگی رو یادآوری می‌کنن و من بارها در طول روز بهشون برخورد می‌کنم و هربار بیشتر متوجه می‌شم چه‌قدر حواسم بهشون نیست چه‌قدر توی لاک خودمم و کمتر میام که بهشون لب‌خند بزنم یا چند کلمه حرف بزنم که حال‌شون رو خوب کنم،چه حال خوبی بهم تزریق شد همین یک‌ساعت پیش ^^

۵
Man Mobham
۱۴ آبان ۱۹:۲۰

دایی ها بنده برگزیده خدان فلاغیر

پاسخ :

دقیقا :)) شیرینی وجودشون اصلا😊❤
صبا ه.
۱۴ آبان ۱۹:۳۱
من دایی ندارم. :‌‌‌((

پاسخ :

عه :(
عیبی نداره عموها هم جایگزین خوبی هستن :)))❤
هیوا جعفری
۱۴ آبان ۲۰:۰۴
منم ی دایی دارم انقدر که پیگیر و نگرانمه خودم نیستم :دی

پاسخ :

از مهربونی‌شونه :))😍
YASAMIN (:
۱۴ آبان ۲۰:۴۲
دایی من همینجوریه (: دوسداشتنی به تمام معنا (:

پاسخ :

خدا براتون حفظشون کنه ^___^❤️
tahi :D
۱۵ آبان ۰۸:۳۳
دایی من که برعکسِ=))))))))))) میگه خودتو خیلی اذیت نکن عمر اکثر مون تو مدرسه و دانشگاه تلف شد کاش به جای اون تایمایی که تو مدرسه و دانشگاه و پشت کنکور حروم شد رفته بودیم دنبال یه حرفه که دوستداریم الان حتما داییت یه گیتاریست حرفه ای بود.اونجاس که من میخندم D:

پاسخ :

هر دوشون تلاش کردن برای رسیدن به یه هدفی رو اصل کارشون می‌دونن دیگه :))) چه گیتاریست حرفه‌ای شدن چه ورود به دانشگاه جفت‌ش نیاز به تلاش داره :د
خدا حفظشون کنه ^___‎^
MENU
About me
نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان