۲۲۷

ناتوان از بیان احساسات لحظه‌ایم،احساس می‌کنم دوره‌ی فرسایشی‌ای رو شروع کردم که هرچه‌قدر می‌گذره سخت و سخت‌تر می‌تونم ازش خودم رو نجات بدم!

+«انسان زاده‌ی شرایط نیست،بلکه خالق شرایط است» می‌دونم می‌دونم ولی هنوزم یاد نگرفتم خودم رو توی شرایط مناسب‌تری قرار بدم!

۷
tahi :D
۰۸ آبان ۱۲:۴۰
لورا! اگر تونستی به من هم یاد بده!

پاسخ :

مسئله فقط خواستنه :)) اگر بخوابیم درست می‌شه نخوایم نمی‌شه!
tahi :D
۰۸ آبان ۱۲:۵۶
شاید حق با تو باشه!
اما لورا،من خیلی وقته که میخوام و نمیشه :)

پاسخ :

شهریار هم می‌گه “هِی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه” ولی هرچی بهش فکر می‌کنم می‌بینم یه جایی اشتباهه نمی‌شه که آدم بخواد،اراده کنه و نشه یا نتونه،باید ببینی کجای کار رو اشتباه می‌کنی :)
tahi :D
۰۸ آبان ۱۷:۲۱
شهریار هم مثل من دلش خون بوده ها =))))
چشم قشنگ خانم،بازم یه گوشه بشینم و فکر کنم به رفتارام.

پاسخ :

بنده خدا اون که خون بودن دلش شهره‌ی خاص و عامه :د 
عادتای بد رو بنویس و بعدش سعی کن حذف‌شون کنی عجیب کمک کننده‌ست ^^
یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
۱۰ آبان ۲۱:۵۴
:)مطمعنم قطعا در اینده ای نه جندان دور در شرایط عالی که خودتون میخواید قرار میگیرید....به شرط اینکه باور کنید =)

پاسخ :

ممنونم،بعله درسته ^_^❤️
خاتون ..
۱۰ آبان ۲۲:۴۸
از جایى که بتونى کنترل احساساتت رو بدست بگیرى همه چیز بهتر میشه.مهم رسیدن به این مرحلس

پاسخ :

درسته و فکر کنم رسیدن به این مرحله تمرین کردن لازم داره :) یک مقدار تکرار و تمرین برای عادت کردن ذهن به شرایط جدیدی که داره براش تعریف می‌شه :)
خاتون ..
۱۰ آبان ۲۲:۵۲
آفرین به تو :)

پاسخ :

😅❤️
یک عدد ستاره
۱۳ آبان ۱۵:۵۸
هِی قالبهایِ ساده یِ جذاب میزاری 😀 آرامِش داره توش ✨
+ حرفی درباره پستها به ذهنم نمیرسید ناچار بحثِ قالب رو کشیدم وسط:د

پاسخ :

عه مررسی ^__^🧡
+عیبی نداره :د
MENU
About me
نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان