مِه.

مسئله‌ای که جدیدا باهاش مواجه شدم تمایلم به خوندن یک‌سری چیزاییه که الان وقتش نیست و اگر هم بخوام بشینم براشون وقت بذارم عذاب وجدان می‌گیرم که دخترجان شما برنامه‌ی اصلیت رو تموم کردی که نشستی داری فلان کار رو با این میزان علاقه دنبال می‌کنی؟،نمی‌فهمم چرا این حس ذوق و دوست داشتن الان باید زنده شه نه سه ماه تابستون :))

+از دروغ گفتن بدم میاد و اخیرا یه دروغ کوچولو و مسخره گفتم که کم‌کم می‌ترسم با این عذاب وجدان بمیرم :)) آه چه‌قدر بعضی وقتا همه‌چیز سخت می‌شه حتی حرف زدن،دلم می‌خواد به‌خاطر اشتباهی که دوخط قبل‌تر گفتمش کم‌تر حرف بزنم،امیدوارم زودتر بتونم جبرانش کنم،وقتی می‌گم می‌ترسم از این‌که خودم نباشم به‌خاطر همین اتفاقاته،از شیوه‌ی خودتنبیه کنی استفاده می‌کنم و از این حالت مسخره بیرون می‌آم.

MENU
About me
نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان