در انتظاریم.

ما دل‌مون بارون و بوی نَمش رو می‌خواد،اما انگاری بارون دلش مارو نمی‌خواد و خدا می‌دونه چه‌قدر از دیدن اون صفحه‌ی تماماً آفتابی تا انتهای هفته و پیش‌بینی روزهای آفتابی‌تر بعدش حرص‌م دراومده و متنفرم.
پ‌ن:فکر کنم خیلی عجیب باشه که سعی نمی‌کنم از حال و وضعیت این روزها چیزی بنویسم،شاید چون هنوزم چیزی مطابق انتظارم نیست و حقیقتا نمی‌دونم کی می‌خواد مطابق انتظارم باشه و اصلا نی‌دونم دلم می‌خواد دقیقا چطوری باشه.[خود درگیری به نوعی]

MENU
About me
نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان