کی می‌دونه!

استیکر نوت‌های گوشه‌ی میزم رو نگاه می‌کنم،کنار یه سری از چیزایی که یادداشت کردم یه تاریخ کلی و نسبتاً دوره ولی نگاه کردن بهشون بهم انگیزه می‌ده فقط دارم به این فکر می‌کنم که بعد از رسیدن به اون تاریخ دیگه چیزی برای خواستن وجود نداره؟قراره متوفف بشم یا بازم اهداف بزرگ‌تری برای خودم تعریف کنم و براشون تلاش کنم؟نمی‌دونم،اصلا این‌که عمرم به اون تاریخ برسه یا نه رو هم نمی‌دونم :)) فعلا برای ذوق کردن خودم اون تیتر رو گوگل کردم و دارم خودم رو توی اون موقعیت تصور می‌کنم :))

MENU
About me
نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان