-

امروز سر صبحانه خوردن داشتم به این فکر می‌کردم که توی موقعیت‌های مختلف ایموجی‌ها و حرفای مختلفی دارم که تقریبا توی بقیه کم‌تر دیدم این حالت رو،حالا نه این‌که اون ایموجی‌ها خودساخته باشن یا بقیه ازشون استفاده‌ای نداشته باشن ولی یه حالتی‌ن که بیشتر وقت‌ها مابین صحبت‌هام با افراد دیده می‌شه،بعد بیشتر که دقت می‌کردم متوجه می‌شدم آدم‌هایی که معاشرت‌شون باهام بیشتر از بقیه‌ست هم همین‌طورین یعنی توی موقعیت‌های مشابه همون ایموجی یا همون ری‌اکشنی رو دارن که منم دارم و این به‌طور کامل راجع به مریم و اظم صدق می‌کنه ((: تاثیر آدما روی هم عجیبه،چه از لحاظ دیدگاه و طرز تفکر و چه نحوه‌ی تایپ کردن یک متن و دقیقا اون‌جایی که می‌گن"تاثیر کمال هم‌نشین و..." یا از این صحبت‌ها چه‌قدر و چه‌قدر درسته ((: چند وقت پیش که با مریم و ث. داشتیم بازی می‌کردیم وقتی توی موقعیتی قرار می‌گرفتیم که با یک حرکت من ث. از بازی می‌رفت بیرون حرفی رو تکرار می‌کرد که من بعد از هرباری که این اتفاق برام میوفتاد تکرارش می‌کردم و داشتم به این زنجیره فکر می‌کردم که چطوری این‌ همه شبیه به هم شدیم و ذوق می‌کردم واقعا ((: و اون چیزی که اون‌جا بولد بود برام تاثیر ث. از مریم بود و مریم از من،جالبه و معلوم نیست چه‌قدر این زنجیره ادامه پیدا کنه ((:

همین رفتارها و خصوصیت‌های کوچیک اخلاقی و تاثیرپذیری‌هاست که اتفاقات بزرگ‌تر یک جامعه رو رقم می‌زنه و اون چیزی که اون بالا گفتم یک نمونه‌ی کوچیک و خیلی بی‌ارزش از دسته‌ی تاثیرپذیری‌ها بود.

MENU
About me
نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان