بی حس ((:

آخرین باری بود که این طوری احمقانه بهش زل زده بودم و نمیدونسم چی باید بگم،آخرین باری بود که از بد بودن شرایط با خودم حرف میزدم،همه چیز به بهترین حالتِ ممکن میگذره مطمئنم ^_^ یه وقتایی می بینی اشتباهاتتو یه وقتایی م نمی بینی،دیدم شون حالا هم قرارِ بذارم شون کنار ^_^ همین طوری پر انرژی می رم جلو،هیچ کس هیچ کس و بازم هیچ کس نمی تونه جلومو بگیره،هیچ فکری و هیچ فکری و بازم هیچ فکری جز چیزی که باید تو ذهن م باشه نمی تونه ذهن مو مشغول کنه.
اراده؟همینجاست دقیقا همینجا.

میافتی زمین و پا میشی

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
Designed By Erfan Powered by Bayan