هر آمدنی را رفتنی است

بگذشتم و بگذاشتمت با دِگران (:

خواستم بگذرم از تو،می‌دانی؟نشد!

آدم یک وقت هایی فکر میکند به بلوغ فکری رسیده است و حال‍ا وقتِ آن است که دست از خیلی کارها بردارد مثل‍ا بی وقفه منتظر ماندن،ناگهانی غصه خوردن،یک‌هویی دل‌ش چیزی خواستن،دراز کشیده بودم چشمانم احساس خستگی می‌کردند ولی خستگی‌شان ناشی از نخوابیدن نبود راستش این‌که می‌گویند هرچه بیشتر غرق خواب شویم بیشتر احساس خستگی می‌کنیم دقیقا همین طور است احساس کردن از سه‌ماه بی تفاوت بودن و بی تفاوت به خواب رفتن خسته ام،راستش یک وقت‌هایی تغییر ل‍ازم است،ل‍ازم است آدم به خودش بیاید ببیند کجا ایستاده و در تفکرات یک‌سال قبلش درست همین ال‍ان قرار بود کجا بایستد،چه چیزهایی را از دست داده و قرار است چه چیزهایی را به دست آورد برای به دست آوردنشـان تا کجـاها و بر سر چه چیزها حاضر است کوتاه بیاید و بی‌خیال شود،این‌روزها نه تنها من بلکه جمعیتِ کثیری از افراد محصل،بی‌سواد،باسواد یا حتی کودکانی که به تازگی خواندن و نوشتن یادگرفته‌اند هجوم آورده ایم به فضای مجازی و شب و روزمان را با تکیه بر آن سپری می‌کنیم بی توجه به آن‌که چه زمان هایی را از دست داده ایم و با زمان های تلف شده می‌توانستیم چه چیزهایی به دست آوریم!

از آن دسته از آدم هایی نیستم که عقایدم خل‍اف بر تکنولوژی و امثال‌هم باشد ولی معتقدم هرچیز به وقت‌ش و در حالت متعادل باید مورد استفاده قرار بگیرد منتهی مدتی بود در کنارِ داشتن این عقاید خیلی زیرکانه داشتم خودم را دور می‌زدم و بی‌خیال همه‌شان شده بودم،آدم باید با خودش رو راست باشد،یا چیزی را بخواهد و برای‌ش قدم بردارد یا بی‌خیال بشود و برود کنار،اما از کنار کشیدن خوشم نمی‌آید،ل‍اک‌اسکرین گوشی را بال‍ا کشیدم و انگشتم را محکم روی شبکه‌های اجتماعی نگه داشتم،با خودم می‌گفتم بس است هرچه‌قدر که وقت‌م را گذراندم اگر قرار است به آن چیزی که می‌خواهم برسم باید ضربدرش را بزنم و آنستال شود برود پی کارش منتهی دستم لرزید گفتم پس آن چیزهایی که به‌شان وابسته شده‌ام چه؟بروند پی کارشان؟به همین راحتی؟نشد که نشد ولی حال‍ا کمی مصمم تر شده ام آخر همه‌ی حساب های لعنتی را حذف می‌کنم و همه چیز را آنستال.

نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
Designed By Erfan Powered by Bayan