بی‌عنوان هستیم

حالا که حرف زدنم برگشته باید از این مسئله‌ی بسیار ناپسند اتفاق افتاده هم یادی بکنم و بگم چطوری به خودش جرئت داده بهم بگه صرفا برای این‌که حوصله‌م سر رفته بود،ساعت دو شب یادم افتاد بهت پیام بدم :-؟ چه‌قدر چیزای بیخودی ذهنم رو مشغول خودشون می‌کنن،به هرحال چه‌قدر دنیا جای بهتری می‌شد اگر این‌قدر غیرقابل تحمل بودن خودمون رو به بقیه یادآوری نمی‌کردیم،همونی برام دختر جان :))

نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
Designed By Erfan Powered by Bayan