پس از تو[یارِ جانی،کنکورجان -__-]

این روزا که همه درگیر انتخاب رشته‌ شدن من انتخاب رشته‌م رو بدونِ استرس و بدونِ فکر کردن به این‌که اگر هیچ‌کدوم از اون ۱۵۰ تا انتخابم رو قبول نشم باید چیکار کنم می‌گذرونم،حقیقتا هم خیلی مهم نیست و دوحالت بیشتر براش تعریف‌پذیر نیست یا می‌شه،یا نمی‌شه خب :))) که اگر نشد قراره بازهم یک‌سال دیگه کنکوری بودن رو بگذرونم،من با این مسئله کنار اومدم و کاش بقیه هم یاد بگیرن بعد از دوهفته از گذشتن اعلام نتایج و یک‌ماه و نیم کنکور دادن و درحال حاضر هم منتظر نتایج انتخاب‌رشته بودن این‌قدر آدم رو تحت فِشار روانیه گفتن درصد و رتبه و انتخاب رشته‌ کردن و نکردن قرار ندن :)) 

می‌دونم که همه‌ی این‌ها با سرعت میاد و می‌ره و می‌گذره و درنهایت من می‌مونم و انتخاب‌هایی که داشتم و مسیری که باید بگذرونم،پس چرا باید به اتفاقی که بعدا باید بیوفته و تجربه‌ش کنم از الان فکر کنم؟حقیقتا بازم مهم نیست :))

-چه‌قدر نوشتن سخت شده،شایدم من کم‌حرف شدم؟ :))

نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
Designed By Erfan Powered by Bayan