هرچه پیش‌آید خوش‌آید ما که خندان می‌رویم ؛)

کسب انرژی برای گذروندن باقی‌مونده‌ی این مسیر همین بس که آزمون جامع گزینه‌دو ۹۶ رو می‌زدم و هِی به این نتیجه می‌‌رسیدم که چیزی برای ترسیدن وجود نداره اینا همه‌شون برای من آشناست ولی خب یه سری فصلا هست که نکته‌هاش فراموشم شده باید دوره کنم این‌م برای همه‌ست نه منِ لورا پس غصه‌ی چی رو بخورم؟ :)))
داشتم تصور می‌کردم خودم،سارا و ا.جان رو که مثلا سالِ بعد این‌موقع باید دانشجو باشیم و چه‌قدر اصلا فکرش خنده‌داره و مگه می‌شه دانشجوها این‌قدر بچه باشن؟ :))
فکر کردنِ به کتاب‌های قطور خوشگلی که قراره بخون‌م و اسمای عجیب و غریبی که قراره یادبگیرم و یه عالمه اطلاعات جدید حسابی منُ سرذوق‌ میاره،اینطوریاست که باورم می‌شه زندگی هنوز خوشگلیاش رو داره و ماییم که الکی به خودمون سخت می‌گیریم اون‌م با فکرای منفی،باید با خودم قول و قرار بذارم اصلا حرف”ن” رو اول فعل‌هام نیارم اصلا به انتهاش فکر نکنم و ازین باقی‌مونده‌ی مسیرم لذت ببرم ^^ زندگی جز این چی می‌تونه باشه؟ ^^
می‌دونم که همه‌ی اون‌چیزایی که تصورشون شب‌ها خواب رو ازم گرفته قراره اتفاق بیوفته،می‌دونم که آخرش من‌م که خوش‌حال‌تر از همیشه‌م ^^

نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
Designed By Erfan Powered by Bayan