وِی عنوان خاصی به ذهن‌ش نمی‌رسید.

دنبال یه موضوع برای حرف زدن می‌گشتم یه موضوعی که از درس و مدرسه و کنکور،از آدمای توی مدرسه و هرچیزی که به‌ش ممکنِ مربوط باشه جدا باشه :)) خب،پیدا نکردم :)) محور اصلی فکرام حرفام و همه‌چی شده اینا :)) از الان هم که خداروشکر وعده وعیدهایی در باب کنکور مطرح می‌شه و روح‌م رو اذیت می‌کنه که نشون می‌ده تماماً من رو رسیده به اون نقطه‌ی اوج می‌بینن،مثلا همین دیروز بود که داشت مطرح می‌شد خب لورا جان شما اگر کنکورت رو خوب دادی و یکی از سه‌تا رشته‌ی تاپ رو قبول شدی جایزه‌ت محفوظِ من‌م لب‌خند ملیح می‌زدم و به تست زدن ریاضی‌م ادامه می‌دادم :)) بیاید به آدمای دور و برمون یاد بدیم لزوماً هرکسی که قفسه‌های کتاب‌خونه‌ش به خاطر حجم کتاب‌های درسی داره می‌ترکه یا مدرسه‌ی خاص درس خونده یا حوصله سروصدا و شلوغی نداره حتما قرار نیست همه‌ی زمانی که تو کنج اتاق‌ش تنها نشسته درحال تست زدن باشه و رتبه‌ی خفنی رو ته‌ش بیاره :-! 
کاش مثلا می‌شد اون ساعت برنارد حقیقی بود پا می‌شدیم سه‌-چهار ماه عقب‌تر می‌رفتیم این حجم از استرس این بازه رو تحمل نمی‌کردیم.
خوب تموم‌ت‌ می‌کنم ولی ؛)
+بسته‌ی سفارشی‌م رسید آن‌قدر مهروماه توش سلیقه به خرج داده و گوگولی ه :)) که برای شروع دوره‌ی کنکور زدن‌م بی‌نهایت ذوق دارم،بابام پاسخنامه‌ی محرمانه‌ش رو دیده می‌گه بده من وقتی کنکور می‌دی خودم برات تصحیح کنم ببینم چیکار کردی :))احتمالا استرس‌‌ش برام مث زمان اعلام نتایج ه :))[این یک‌ماه رو به کودکان‌تون استرس وارد نکنید خب -.- ] 

نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
Designed By Erfan Powered by Bayan