اسفند ماهِ دوست داشتنی ؛)

گذرِ زمان آن‌قدر با سرعتِ که آدم نه حس می‌کنه و نه باورش می‌شه که امروز شیش اسفندِ :)) همین چهارشنبه بودا به‌ش پیام دادم دخترجان تولدت مبارک،همین جمعه بودها دورِ هم ۹ نفری جمع شده بودیم و همه با یه اطمینانِ کاملی به‌م نگاه می‌کردن و می‌گفتن دختر چشمات پر از غمه :)) 

وقتی ش. پیشنهاد داد که هر کدوم آرزوهامون رو بلند بگیم و فیلم بگیره که بعدا به قولِ خودش خاطره شه نمی‌دونستم باید چی رو آرزو کنم،با پیشنهادش اما موافق بودم،اولین نفر هم من باید آرزوم رو می‌گفتم اولی‌ش رو که گفتم همه انتظار داشتن به خاطره‌ش یا از سرِ ذوق‌ش گریه‌م بگیره من اما مثل همیشه خون‌سرد و ساکت و با همون آرامش همیشگی می‌خندیدم و مابین این حرف زدن‌ها به دومین آرزوم فکر می‌کردم،اون چیزی که ازش احساسِ خوبی نداشتم توی اون لحظه و تمامِ لحظه‌های قبل‌ترش خودم بودم،خودِ من با همه‌ی ویژگی‌هایی که داشت حالا خوب از نظر بقیه یا بد از نظر خودم و این باعث شد بگم آرزو می‌کنم هیچ‌سالی توی شب/روز تولدم این‌قدر از خودم ناراضی نباشم،نمی‌دونم شاید نتونستم مفهومِ جمله‌م رو واضح‌تر بگم،کلی به‌ش فکر کردم که مگه می‌خواستم اون لحظه چطوری باشم که اینُ به زبون آوردم؟دیدم فارغ از شخصیت و خلقیاتِ آدم‌ها یه چیزایی تو وجودشون تغییر پذیره اگر واقعا بخوان و واقعا به سمت‌ش برن،من اونُ می‌خواستم،در مجموع شبِ خوبی بود به اندازه‌ای که خندیدم به‌م خوش گذشت :)) 

گلدونِ قشنگمُ از روی میز برداشتم گذاشتم‌ش لبِ پنجره آفتاب بخوره،صدای نم‌نمِ بارون میاد،منتظرم ساعت‌م برسه به ساعتی که قرارِ کارم رو شروع کن‌م که با این آرامشی که هست زودتر شروع کن‌م و بقیه‌ی فکرایی که میاد تو ذهن‌م مهم نباشه :))

+وای از دیروز و حرفایِ تاثیر گذارِ آقای ذ 😊😍

tahi :D
۰۶ اسفند ۹۶ , ۱۴:۴۸
لحظه هات همیشه خوشگل ^^
تولد گذشته ی دوستت هم مبارک

پاسخ :

برای شما هم عزیزجان ^___^
مرررسی ^__^
یک عدد ستآره
۰۶ اسفند ۹۶ , ۱۷:۳۸
یهوویی حالِ عصبیت از خودمو خوب کرد نوشتت چرا شو نمیدونم ؟!
یکم تنبلی کردم از همین دقیقه جبرانش میکنم ^_^

پاسخ :

ای‌جانم ^___^ خوش‌حال‌م که حال‌ت خوب شده ^__^ 💜
من‌م تنبلی کردم من‌م باید بدوام جبران‌ش کنم :)))) 
نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
Designed By Erfan Powered by Bayan