-

تمومِ خستگی و خوابالودگی‌م رو گذاشته بودم رو دوشم و داشتم می‌رفتم سمتِ در خروجی بدونِ توجه به آدمای آشنایی که هم‌قدم بودن باهام،هوا و ماه و آسمون و شب این‌قدر خوب بود که آدم دلش می‌خواست کل مسیر رو تا خونه یه هدفون بذاره تو گوشش و بعدشم قدماش رو تندتر برداره و رد شه بره اما هیچ‌وقت به این رویام نمی‌رسم انگار همه‌چیز روتین شده همه‌چیز اجباری شده من مجبورم هربار که میام سمتِ در خروجی به محضِ دیدن اون ماشین مشکیِ و اون راننده‌ی همیشگی‌ش درش رو باز کنم و با بی میلی تمام خودم رو پرت کنم اون تو و مسیر همیشگی رو با آدمای تکراری و آهنگای تکراری تر بگذرونم،من حتی محکوم شدم به هم‌کلامی با آدم‌هایی که هیچ‌ن برام و تحمل‌شون جز سخت‌ترین کارهای دنیاست برام من محکوم شدم به دیدنِ دو رویی آدما و وانمود کردن به این‌که حرفاشون رو قبول دارم،شیش هفت ماهِ همه‌ش نه؟ :) 

+امشب جدا از اتفاقات روتین غیرمنتظره ترین سوپرایز دنیا به‌م تعلق گرفت آخه قربون اون خندیدن‌ت آخه قربون اون بغل کردن‌ت خیلی دوسِتون دارم و بی‌نهایت و فراتراز بی‌نهایت خوش‌حالم کردین ^^ دیدن‌تون حتی تو همین یک ساعتِ محدود برام قدّ یک دنیا ارزش داشت و امید به زندگی‌م رو برد بالا ^^ 

خدایا مرسی که این‌طوری یهویی به‌م بغل‌بغل خوش‌بختی می‌بخشی و تموم بی‌خوابی و خستگی‌م رو برطرف می‌کنی،این‌ خنده‌ها خیلی از تهِ دل بود خیلی ؛)))

Unknown 96
۰۲ آذر ۹۶ , ۰۰:۱۰
میگذره 
خداروشکر که آخرش خستگیتون رفع شد و خوشحال شدید 

پاسخ :

بله همه‌ی اینا می‌گذره :)) آدم باید از حالش لذت ببره فقط :))
مچکّر
فاخته ..
۰۲ آذر ۹۶ , ۱۲:۱۹
همیشه تو اوج خستگی خدا ازین حالا میده که حال ادم جا بیاد!:)

پاسخ :

اوهوم اتفاقایی میوفته که حتی ادم فکرشم نمی‌کنه ^^
فاخته ..
۰۲ آذر ۹۶ , ۱۳:۲۸
اوهوم دیقا

پاسخ :

😊😄
tahi :D
۰۴ آذر ۹۶ , ۲۰:۳۷
بازم باید بگم خوشحالم که خوبی فاطمه
اما من اینقده بدم اینقده بدم که حد نداره 
_
اول واسه اینکه یه کامنت طولانی پر غصه نوشتم 
دومم کلی پروژه تموم نشده دارم :(((((

پاسخ :

قربونت برم 😍😊
اول از همه باید اینُ به‌ت یاد‌آوری کنم جز خودت هیچ‌کس نمی‌تونه حالتُ اون‌طوری که باید،خوب کنه فقط خودِتی که با تصمیمایی که می‌گیری و کارایی که انجام می‌دی می‌تونی حالِ خودتُ خوبُ خوب ترش کنی ^^
به زیاد بودن و تموم نشدن پروژه‌هات فکر نکن به این فکر کن که بالاخره تموم می‌شن و تو طول انجام‌ دادن‌شون می‌خوای از کارت لذت ببری ^^
نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
Designed By Erfan Powered by Bayan