طوفان‌زده در خویش‌م

امروز نسبتا و با یه تقریبِ خوبی هم مفید و هم خوب بود،حتی عصرش رو هم از بودن سر کلاس فرد به اون پر انرژی‌ای که در عین جدی بودن می‌خندید و شوخی‌ش رو می‌کرد و درسش رو هم به‌ به‌ترین حالت پیش می‌برد لذت می‌بردم،ما بین این همه حس و حال خوب متوجه شدم چه‌قدر نسبت به آدما به بی‌تفاوتی رسیدم و این همون چیزی ه که از خودم انتظار داشتم :) وقتی با نیمچه جان رفتیم پیش خانم ذ و داشت باهاش صحبت می‌کرد که اگر می‌شه درصد بیاریمُ سر دینی نشینیم و به‌جاش بریم یه گوشه کتاب باز کنیم و درس بخونیم وقتی بعدِ تموم شدن حرف‌ش به‌م با لب‌خندش نگاه کرد و حتی تو تمام صحبت‌شون حواسش به من‌م بود یه چیزی تهِ دل‌م رو گرم کرد گاهی همین نِگاه‌های ساده‌ و قشنگ آدما هم می‌تونه امید باشه،به‌م می‌گفت که مطمئنا از نیمچه‌جان هم می‌تونم جلو بزنم فقط باید پاشمُ مسیرمو درست تر ادامه بدم ^^
خوش‌حالم‌ از بودن آدمایی که با رد شدن از کنارشون آدم تموم حسای خوبِ دنیا رو توی خودش حس می‌کنه ^^
یک فلانی
۲۲ آبان ۹۶ , ۲۳:۰۲
از هر 95 نفر، یک نفر اینطوری ست. به تجربه.

پاسخ :

یک نفر قادر به منتقل کردن حس خوبِ؟ :) بعله متاسفانه آدم‌ها توی پاشیدن حسای خوب به هم دیگه هم دچار خساست شدن :)
Va hid
۲۲ آبان ۹۶ , ۲۳:۳۸
حس خوبتون پا برجا!

پاسخ :

ممنون ؛)
یک عدد ستآره
۲۵ آبان ۹۶ , ۱۶:۱۸
واقعاً خوش به حالِت :))
اونقدر این هفته تنبلی کردم از خود بیزاری گرفتم :|
کُلی کار دارم :/
همین شنبه مثلاً امتحان سخت ریاضی که باید به خوبی دفعه قبل باشه :)
نمره امتحان سخت فیزیک رو میخواد بده و امیدوارم خوب شده باشم ! اونقدر سخت بود که نمره کامل نداشتیم :|
تولد یکی از دوستامم هست که میخوایم غافلگیرش کنیم :)))
امتحان زبان هم که حتماً هست :|
فقط شانس آوردم یکشنبه تعطیله :}
+ یکم غرغر کردم حالم خوب شد :) حالِ خوبی تو هم همیشه برقرار باشه :*

پاسخ :

نههه چرا خوش به حالم :))) دقیقا از دوشنبه به بعد با اختلال توی برنامه‌م مواجه شدم :)))
باید هِی بری کارنامه قبلی رو باز کنی بگی ببین نخونی ازین م بدتر می‌شی ها و بعد برترا رو ببینی این روش کاملا برای جلوگیری از تنبلی پاسخ‌گو عه :))))))
امتحان‌هات هم اگر مطابق آزمونِ که خوش‌به‌حالت نبود هم هرچی شد شد اصلا غصه‌ش رو هم نخور :))
ما شنبه ها تعطیلیم یعنی عملا سه روز تعطیلی و خوش‌بختی :))
قربونت برم،ایشالا حالِ خوبِ توام مستدام باشه ^^
tahi :D
۲۸ آبان ۹۶ , ۱۰:۰۸
خوشحالم که خوبی ^^

پاسخ :

عزیزم ^^
امید چِرَوی
۲۸ آبان ۹۶ , ۱۷:۰۰
یادمه در دوران مدرسه درس هایی که معلم مهربون داشت رو بیشتر دوست داشتم و در اون درس ها هم نمرات بهتری هم می گرفتم .

پاسخ :

این سالِ آخری معلم مهربون رو مِل‍اک درس خوندن قرار دادن برای من دیگه زیادی دیرِ :)))) ولی حق با شماست بچه‌تر که بودم من‌م همین طوری بودم :))
نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
Designed By Erfan Powered by Bayan