از دیوانگی خالی نخواهم بود تا هستم

یک بار هم پیش میاد که آدم بخواد بنویسه و غر نباشه،خوش‌حالم آقا همین‌طوری خوش‌حال و ذوق‌ زده کاری هم با بقیه‌ش ندارم با آدمایی که هستن و بودن‌شون با نبودن‌شون تفاوتی ایجاد نمی‌کنه هم کار ندارم،فلان فولدر فلان سال رو هم هِی نمی‌بینم و غصه‌ی آن‌چه شد و نشد و از دست رفت‌ و نرفت‌م نمی‌خورم،شروعِ جدیدِ به هرحال >_<
•موفق به تغییر یافتن شدم یعنی[؟] :)))
tahi :D
۳۱ شهریور ۹۶ , ۱۲:۲۳
حتما همین طوره^^
کاش منم میتونستم این راهو پیش بگیرم

پاسخ :

به‌نظرم از یه زمانی به بعد وقتی آدم متوجه بی‌توجهی ِآدمای اطراف‌ش یا کل‍ا کم‌رنگ شدن اونا توی زندگی‌ش می‌شه تصمیم گیری برای کنار گذاشتن اون آدما و فکر نکردن به رفتاراشون براش آسون تر می‌شه :))
حتما می‌تونی ^^
tahi :D
۰۱ مهر ۹۶ , ۱۵:۲۹
ی طوری هستم ک نمیتونم زود فراموش کنم
درد میکشم به معنای واقعی درد میکشم برای فراموش کردن زوری...!

پاسخ :

البته که سخت هست خب مبارزه کردن با خودتِ یه جورایی ولی به نظرم بعدش آدم قوی می‌شه (؛
tahi :D
۲۳ مهر ۹۶ , ۱۵:۰۹
اون قوله واسه چی بود :)) بگو تا منم قول بدم دوتایی عمل کنیم D:

پاسخ :

واسه این بود که دیگه جا نزنم،بی‌خودی خسته نشم :))) زندگی هنوز ادامه داره و تازه اول اول‌شیم ^^
نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
Designed By Erfan Powered by Bayan