اوضاعِ نامطلوب

یه دوستی‌م بود می‌گفت هر شب که می‌خوابم هزار و یک قول به خودم می‌دم اما فرداش همون آشغال همیشگی از خواب پا می‌شم،می‌خواستم به‌ش بگم جانا از دلِ ما سخن می‌گویی آخه [آه کشیدن]

فِ. شین.
۰۳ شهریور ۹۶ , ۱۹:۳۰
خب هر صبح همون قول هارو بدین، همون روز هم بهش عمل کنین خب D:

پاسخ :

مشکل صب و شب‌ش نیست اصلا،مشکل سست ارادگیِ :)))) 
معلوم نیست چه اتفاقایی داره میوفته و از درون منُ تسخیر می‌کنه :))
tahi :D
۰۳ شهریور ۹۶ , ۲۰:۲۸
مثل اینکه از دل منم سخن میگوید!!!!
واقعا چیکار کنمT_T

پاسخ :

من که فعلا جهت آدم شدن یه برنامه نوشتم چسبوندم به میز که ببینم ش از این وضعیت رهایی پیدا کنم :))) راه حلی جز قوی کردن خود درون آدم نیست :)) 
تصمیم برآن شده که آدم باشیم :))
کلاغ قهرمان
۰۴ شهریور ۹۶ , ۱۳:۰۲
فکر کنم این حسی هست که آدم همیشه داره و کلا هیچوقت راضی نمیشه
حالا بعضی وقتها کمتر بعضی وقتها بیشتر  :))

پاسخ :

آره دقیقا درست ه :)) دلم میخواد یه روز جای اونایی باشم که به نظرم در تاپ ترین موقعیت ن و همه چیزشون درست و برقراره ببینم اونام مثل من همین طوری ناراضی ن :)) 
نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
Designed By Erfan Powered by Bayan