۵۹

یه وقتایی فکر می‌کنم هِی و هِی فکر می‌کنم اما هیچ انتهایی نمی‌بینم،حتی تار فقط می‌بینم یه مسیرِ غیر مستقیم رو که هِی باید برم و به وقت‌ش متوقف شم،سرم رو بر می‌گردونم اطرافم خالی از آدماست خالیِ خالی:) به بودن‌ت دلم خوشِ که دست‌ت رو بذاری تو دستمْ دوتایی بریم،می‌دونستی خوب بودن‌ت بی وقفه ست؟

رفتارشون رو می‌بینم و به دل می‌گیرم و غصه می‌خورم،اما اصل‌ش بی‌خیال بودن و شدنِ،یه روزی می‌رسه که نِگاهام به‌تون دیگه پر از حرف نیست،خالیِ،من خالی از شُما شما خالی از من.

می‌گفت بهترین شدن آسون‌تر از بهترین بودنِ،تویِ مسیر بهترین بودن‌م هنوز به‌ش نرسیدم که سختیِ بعدشُ بفهمم.


نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
Designed By Erfan Powered by Bayan