مودِ جدّی ((:

به این میزان از جدیت‌ش حسادت می‌کنم که چطوری یه فردی می‌تونه این میزان به‌م نزدیک باشه و ازش تاثیر نگیرم و همون‌قدر جدی نباشم،حسادت از نوع خوب‌ش البته که باعث نمی‌شه دوسِش نداشته باشم،هرچی بیش‌تر می‌گذره می‌بینم بیشتر دوسِش دارم :>

نمی‌دونم که چطوری شد طی یک هفته این‌طوری خودباخته شدم یعنی رسیدم به جا زدن حتّی،منتهی قول و قرارم با خودم جا زدن نبود قرار بود تا ته‌ش وایسم و بجنگم آره بجنگم و نترسم از انتهاش،فردا روزِ منِ فردا برایِ منِ ؛؛)

ساعتا و ثانیه‌ها مو دونه دونه با ارزش می‌دون‌م چون غیر از این نیست،آماده‌ی نبرد طوفانی‌م ^_^

نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
Designed By Erfan Powered by Bayan