۴۲

کسی نمی‌فهمه اما خودم می‌فهمم که من یه چیزی‌م شده وقتی که نباید چیزی‌م باشه،خدایا برعکس عمل میکنی؟ [=

دغدغه های زیادی دارم و همه‌ی اینارو این ۱۷ سالگی با خودش آورد پرت کرد وسط مغزم و حالا من موندم و این همه تلـاش ناکام! خب چرا بدن من وسط روزایی که باید بیشترین توانایی و بازدهی‌ش رو داشته باشه هِی خواب‌ش میاد و کل روزم رو خراب می‌کنه،هِی خواب‌ش نمیاد و شب‌م رو،شب ۱۱ که شد دو لیتر دوغ می‌خورم اه >…<

گفته بودم غـُر نزنیم ولی می‌زنم چون برای کسی نیست که سرشو درد بیارم (؛

نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
Designed By Erfan Powered by Bayan