1-قدم اول

ساعت 13:57 روز یک شنبه ست،یک شنبه ها همیشه یعنی توی سه سال اخیر جز روزهای نسبتا بد بوده روزایی که توشون جز سختی و خستگی ناشی ازش چیزی دیده نمی شده و حالا بعد از گذشت اون همه یک شنبه ی سخت دوباره روزا رفت و اومد و رسیدم به یک شنبه ی سخت تر،اگه بخوام تسلیم ش بشم باید دقیقا مثل الان باشم و خودمو بزنم به بی خیالی بگم بذار هرطوری میشه بشه و با یه "خسته شدم"از کنارش بگذرم در حالی که این زمان لعنتی هی تند و تندتر داره میگذره ولی می دونی؟تسلیم نمیشم فقط میخوام بگم این اولین مقاومت با ارزشم خواهد بود ولی آخریش نه ^-^

آوا دیشب میگفت اولین قدمتو محکم و درست بردار وقتی اینکارو بکنی و ابتدای کارت درست باشه تا انتهاش به بهترین وجه میگذره فکر کردم فکر کردم خیلی فکر کردم آخرش باز رسیدم به حرف آوا،قدم اول تصمیم اول اقدام اول ^-^

آدمای خوب زندگی تون رو مارک دار کنید ولی صرفا به خاطر مارک دار بودن شون میزان استفاده ازشون رو بالا نبرید چون خسته میشن و یه روزی میرسه که بازم مثل همیشه بهشون نیاز دارید ولی چون خسته شون کردید نیستن (: 

یه عالمه ساعت زمان دارم،فردا رو خوب و دوست داشتنی میذارمش کنار،بریم که مقاومت ابتدایی رو شروع کنیم ^-^

#خوشحال

نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
Designed By Erfan Powered by Bayan