دل‌م تنگ شده برعکسِ دلت (:

عل‍اقه‌مند شدم بشینم کِتاب روان‌شناسی بخونم،همه‌چیز رو تحلیل کنم،بی‌خودی نتیجه گیری کنم،اعتمادم و نسبت به آدما کم‌رنگ کنم،همه چیزو ظاهری ببینم،آزار می‌ده این وضعیت منو خیلی زیاد.
آخه می‌دونی؟اعتماد چیزی نیست که همین‌طوری راحت به دست بیاد بعدشم همین‌طوری راحت بذاری‌ش کِنار،یادمه می‌گفت داری دور می‌شی ازم،به‌ش گفتم هیچ‌کس و هیچ‌ وضعیتی نمی‌تونه من و ازت دور کنه رِفیق،حال‍ا می‌دونی چی‌شده؟یه مدتی ه می‌خوام بهت بگم دیدی همه چیز برعکس شد دیدی حال‍ا من باید اون فکرا بیاد تو ذهن م بگم چی شد؟بگم داری ازم دور می‌شی؟! اگه می‌دونستی تهِ دلم چه آشوبی ه (:
بیا بشین کِنارم بگو که همه‌ش سوء تفاهمِ بگو همه‌ش توهمِ.
نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
Designed By Erfan Powered by Bayan