هفتمین.

داشتم کِتابای جدیدم رو نِگاه می‌کردم و در حال جلد کردن بودم که به سه تا از مزخرف‌ترین کتابام برخورد کردم،استان‌شناسی ه عزیز،جغرافیایِ جان و دفاعی ه زیبا خب من که پارسال تونستم با نهایتِ صبرم اجتماعی ه قشنگ رو تحمل‌ش کنم با این که مزخرف‌ترین بود با این‌که وقتی پرسش داشتیم برای خوندن‌ش نصف موهام سفید می‌شد با این‌که حرص می‌خوردم با این‌که یه بار نخونده رفتم امتحان دادم و حتی موقعیت‌ش پیش نیومد که تقلب کن‌م و با این‌که اون تنها امتحان نخونده‌م بود و این‌که همه‌ی امتحاناش رو Open book می‌دادم (((: و این‌که دفاعی ه سوم راهنمایی رو هیچ‌وقت یاد نگرفتم و این‌که امتحان ترم‌ش رو یه عصر تا نصفِ شب خوندم و تموم شد و این‌که نوزده‌وهفتاد‌وپنج‌صدم شدم ((: و این‌که این اولین باره که همه‌ی اینارو دارم یک‌جا اعتراف می‌کنم ولی خب واقعیت تغییر نمی‌کنه این‌که من از اجتماعی-استان‌شناسی-دفاعی-جغرافیا-تاریخ متنفر ترین‌م و این‌که انزجار ترین درس دنیا عربی ه و این‌که دارم به زور دبیر زبان‌مون رو تحمل می‌کنم و اینا همه‌شون از مهم‌ترین واقعیت‌های زندگی ه من ه ((:

و این‌که هیچ وقت نتونتسم بفهمم چه‌طور میتونم فیزیک-شیمی-زیست-ریاضی رو به یه اندازه دوست داشته باشم و این‌که شاید من یه آدم فضایی باشم شاید شاخک‌آیِ ریز صورتی داشته باشم و سه‌تا چشم که یکی‌ش وسطِ پیشونیم ه شاید لباس آدم طور پوشیده باشم و آدم آ مغزم رو دست‌کاری کرده باشن و برای همین ه که از آدما می‌ترسم.

و اینا همه‌شون می‎تونه واقعیت باشه و این‌که نمی‌شه تغییرشون داد.«و این‌که واقعیت‌ها چه‌قدر می‌تونن پیچیده باشن و این‌که آدم فضاییا می‌تونن کله‌ی آدما رو داشته باشن»

الهه --
۲۷ شهریور ۹۴ , ۲۲:۲۲
کاملا برعکس منی...
من اول که بودم عاشق مطالعات بودم...الان هم که سومم و البته عاشق جامعه شناسی و فلسفه و روانشناسی...یعنی این سه تا کتاب رو همش میزارم جلو...
شیمی که ترجیح میدم سکوت کنم خداروشکر از سال دوم راحت شدم از دستش...ولی عاشق ریاضی ام...خیلی زیاد...:)

پاسخ :

فکر می‌کنم باید انسانی باشی اره؟ (((: ببین من همه ش فکر می‌کنم انسانیا خیلی شاخن(خب شاخین دیگه پیکار کنم :-") مطالعات یه مقدار سخت بود خب و اصل‍ا تو کله‌م نمی‌رفت ((:
شیمی شــیمی خیلی خوبه این لعنتی فکر آدم به خودش مشغول می‌کنه ریاضی م که حرف‌ش نزنیم عشق ترین ه ((:
خوش‌بختم برعکسِ من ((:
نهادن نامِ"دیوانه"بر من هیچ اغراق نیست.
دختری هستم که دیوانه‌وار دنبال کردن رویاهایش را الویت زندگی‌ش می‌داند از آن دسته آدم‌هایی که واقع بینی را بر احساس و هر‌آنچه که از حس،دِل و مشتقات آن نشئت می‌گیرند ترجیح می‌دهد،قرار است روزی اتفاقی را نظاره‌گر باشم که جرقه‌اش را همین‌روزها و توی همین ثانیه‌ها زده‌ام،قلم خوبی برای نوشتن ندارم و نوشتن‌ را لزوما برای خوانده شدن انتخاب نکرده‌ام.
Designed By Erfan Powered by Bayan